عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشدشعرهایی که از عشق می سرایمبافته ی سرانگشتان توستو مینیاتورهای زنانگی ات.اینست که هرگاه مردم شعری تازه از من خواندندترا سپاس گفتند...همه ی گل هایمثمره ی باغ های توستو هر می که بنوشم مناز عطای تاکستان توستو همه ی انگشتری هایماز معادن طلای توست...و همه ی آثار شعری امامضای ترا پشت جلد دارد!
ای قامتت بلندتر از قامت بادبان هاو فضای چشمانت...گسترده تر از فضای آزادی...تو زیباتری از همه ی کتاب ها که نوشته اماز همه ی کتاب ها که به نوشتن شان می اندیشم...و از اشعاری که آمده
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
فيل سبزفکر های بزرگی درسرم هست،
ژل به ژولیدگیم می زنم.و به موهایم آرایش نظامی می دهم.سگ می شوم توی خیابانپاچه ی مانکنی را می گیرم.- فیل آدمخوار!؟نه- نهآدم فیل خوار !!-این را پلیس توی بلندگوی دستیش گفت-.کلرفیلیعنی به هندی فیل سبزی هستمکه روی کرت برنج کافر شدهخرطومم را روی شقیقه می گیرمشلیک می کنمگل وکمی خون هندی.فیلهای بزرگی که درسرم بودند رم کردند.
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
شاید اگر به عقب برمیگشتم
طور دیگری زندگی میکردم،
طور دیگری نفس میکشیدم و طور دیگری دنیا را میدیدم،
اگر به عقب برمیگشتم باز هم به دیدنت میآمدم
باز هم برای بودنت لحظهشماری میکردم… باز هم دلتنگت میشدم!
اگر به عقب برمیگشتم باز هم دوستت داشتم،
فقط… فقط به رویت نمیآوردم تا همیشه غریبه بمانی!
آدم از غریبهها انتظاری ندارد!
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب: عبدالصمد,
نویسنده: نگین توکلی
برچسب: عبدالملکیان,
نویسنده: نگین توکلی
برچسب: محمدرضا,عبدالملکیان,
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی
شعر
چشم تریاکی تو کم بود، عینک هم زدی ؟
شیشه ای کردی مرا تا خوب معتادت شوم❤
یکشنبه ۹ مهر ۱۳۹۶ |
برچسب:
نویسنده: نگین توکلی